تبليغاتX
 دوست دارم، خیلی زیاد!

دوست دارم، خیلی زیاد!

تقدیم به استاد طنز ایران، مهران مدیری و همه ی طرفدارانش

سریال دیدن آئینی شد!

سلام

این مطلب از مجله ی سروش هفتگیه که الهه جون زحمتش رو کشیدن. ازش خیلی خیلی ممنونم.

 

پیروزی سیما
 
با توجه به تولید و پخش برنامه های یک سال گذشته و از جمله برنامه ریزی در راستای تولیدات مناسبتی نوروز ۸۷، می توان به روشنی درک کرد که دیگر رسانه ملی تکلیف خودش را با داشتن یا نداشتن بیننده های انبوه روشن کرده است. و از همه قراین چنین پیداست که در این زمینه و همانند دیگر رقیبان خود در سطح جهان، حتی به یک بیننده افزون تر اهمیت داده و برای آن احترام قایل است. برنامه های نوروزی به ویژه سریال ها حکایت از تلاش برای جلب رضایت همه طیف های اجتماعی داشت. خرید و آماده سازی و گزینش نزدیک به هشتاد فیلم سینمایی متنوع ایرانی و خارجی، آیتم های مفرح تولید داخل در قالب گزارش و غیره، برنامه های سال تحویل، گزارش های سفر، کلیپ های همه چیز و همه جا نشان می داد که سیمائیان به شدت در جست و جوی بیننده هستند و رقابتشان با یکدیگر هم اصلا شوخی بردار نیست.
 
در این میان حکایت سریال های طنز و کمدی چیز دیگری بود و جالب است که با وجود طرفداران بیشتر فیلم های سینمایی در سال های گذشته، امسال برعکس شد و این سریال های داخلی بودند که از فیلم ها جلو زدند و اصلی ترین عامل رونق تلویزیون در نوروز بودند، به طوری که خیلی ها در میهمانی ها یا به صورت دسته جمعی سریال ها را می دیدند و یا برای رفتن و آمدن به میهمانی، وقت هایشان را با پخش سریال ها میزان می کردند و موارد بسیاری مشاهده شد که اتوموبیل های شخصی در ساعت پخش سریال ها و خصوصاَ «مرد هزار چهره» در رستوران های میان راهی توقف می کردند تا این سریال را ببینند و یا در اتوبوس ها و قطارها مسافران خواهان تنظیم شبکه ها برای پخش سریال ها می شدند و به نوعی تلویزیون جایگزین سینما برای فیلم دیدن به صورت جمعی شده بود. اما سریال های امسال هر یک به میزان و با کیفیتی خاص توانستند مخاطب داشته باشند که در یک تحلیل و بررسی چنین است :
قرارگاه مسکونی؛ جذابیت پادگان...
نشانی بده بستان؛ های قوی بازیگران...
پیامک از دیار؛ باقی موقعیت در سایه تعلیق...
و
مرد هزار چهره؛ استانداردسازی کمدی تلویزیونی
 
مهران مدیری در «مرد هزار چهره» یک بار دیگر ثابت کرد که اگر دل به کار بدهد قادر است رضایت مخاطبان رسانه ملی را در سطحی برجسته جلب کند. او که در کارهای ماقبلیش می رفت که مبدل به یک شومن ارائه دهنده هنری در خدمت هنر بشود، با سریال نوروزی که گذشت، یک جهش بلند به سوی کسب جایگاه هنر اجتماعی و متعهد در برابر خود، انجام داد.
 
«مرد هزار چهره» اگر چه محصول کار گروهی بود که در برنامه های پیش از این هر کدام موقعیت خود را تثبیت کرده بودند، اما نقش  مهران مدیری را در گردآوری، چینش و هدایت این همه، نمی توان انکار کرد. حتی اگر در این رابطه همکاری و همیاری عوامل مختلف در سطوح مدیریتی سازمان را در دادن امکانات به این گروه موثر بدانیم و «برآورد» در این اندازه را برای تهیه کنندگان «مرد هزار چهره» یک پشتیبانی قلمداد کنیم ــ که به راحتی درباره دیگران اعمال نمی شود ــ باز هم در برابر این همه، توانایی و خلاقیت گروهی به کار گرفته شد که در خیلی جاهای دیگر و نزد بسیاری کسان به همین راحتی و با تضمین جواب دادن، پیدا نمی شد.
 
توفیق مضاعف «مرد هزار چهره» و به ویژه جذابیت کاراکتر مسعود شصت چی و بالاخص مدیری در ایفای نقش این شخصیت، به عوامل مختلف موضوعی، محتوایی و قالب و ساختار اثر برمی گردد.
 
البته همچنان که خود عوامل این سریال و از جمله نویسندگان اصلی آن ابراز داشته اند، قصه اصلی کار اقتباسی از «پخمه»، نوشته عزیز نسین، قصه نویس ترکیه است، از منظرهای مختلف تلاش شده بود تا کار ایرانیزه شود و جالب اینکه هر بخشی از کار که بیشتر با واقعیت های جامعه کنونی کشور فاصله داشت به همان نسبت نیز کمتر با بیننده ها ارتباط برقرار کرد، از جمله اپیزود مافیای سریال که در آن علیرضا خمسه در نقش پدرخوانده این گروه و سازمان ظاهر شد و علیرغم بازی خوبش، به علت دوری فضای کار و ارجاعات آن از آنچه در محیط سرمایه داری کشورمان می گذرد، این اپیزود چندان دلچسب از کار در نیامد و مثلاَ در مقایسه با اپیزودهای پزشکان و هنرمندان، ضعیف و غیر ملموس نمود. شاید تصور شود که رویکرد پررنگ به فانتزی در این اپیزود منجر به فاصله مخاطب با آن شد که این نمی تواند درست باشد، چرا که اگر چنین بود می بایستی لااقل گروه سنی کودک و نوجوان به این اپیزود نزدیکتر می شدند، حال آنکه این اتفاق نیفتاد.
 
در هر حال سازندگان «مرد هزار چهره» توانستند با موضوع قابل لمس و ساختار سنجیده در ارتباط با سوژه به روز و رویکرد به طنز کلامی با کمدی موقعیت فکر شده، به سطحی از سریال سازی در رسانه ملی دست یابند که به نظر تاکنون کمتر کسی این توفیق را به دست آورده است. حتی این کار در بین دیگر آثار مهران مدیری نیز در صدر قرار می گیرد، چرا که در اینجا از آن سطحی نگری ها، لودگی ها و تکیه کلام های بدآموز و بی معنا خبری نبود و برعکس آنچه باعث انبساط خاطر بیننده می شد، ناشی از موقعیت هایی بود که جا به جایی آدم ها باعث آن می شد. این درست که معمولاَ آثاری با موضوع جا به جایی به خوبی جواب می دهد، از «شاهزاده و گدا» در آن سوی آب ها بگیرید تا «مارمولک» تبریزی و «تشریفات» فخیم زاده و بسیاری آثار دیگر، حال فرقی نمی کند که جدی باشد یا کمدی و طنز، قاعدتاَ این کلیشه خوب جواب می دهد، اما این جا به جایی در «مرد هزار چهره» از آن رو تازه و بدیع می نمود که این دیگران بودند که یک فرد را به جای دیگری، آن هم فرد ساده و منضبط را به جای شخصیت های مهم اجتماعی می گرفتند و همین بر جنبه های کمیک کار می افزود. بنابراین در گرایش سریال مدیری شوخی در واقع با تمام مردم در درجه اول و سپس با صنوف و افراد صورت گرفت، یعنی این مردم بودند که حالا یک فرد دست و پا چلفتی را به جایگاهی برجسته سوق می داند، پس شوخی اصلی با همه مردم شده است و اگر مثلاَ طیفی مانند هنرمندان «پست مدرن» در این رابطه برنجند، از ناحیه نازک نارنجی بودن آنان است.
 
خلاصه اینکه مدیری و گروه همکارش در سریالٍ این نوروز، ارائه دهنده سطحی از کار طنز بودند که از این پس علاوه بر افزایش سطح توقع بیننده، انتظار هنرمندان را نیز افزایش داد و «مرد هزار چهره» یک سریال با استاندارد جدید بود که شاید برای نخستین بار در کار طنز تلویزیونی انفجار عظیم صورت داد و حتی اگر آن را دارای اشکالات مبرهنی بدانیم، باز هم چیزی از رویکرد به استاندارسازی کارهای کمدی تلویزیونی نمی کاهد، حالا از تنوع در لوکیشن و اکسسوار کامل مقابل دوربین گرفته تا انبوه بازیگران و سیاهی لشکرها و غیره، همه و همه باعث شدند تا سطح کمدی سازی تلویزیون و طنزپردازان این رسانه ارتقا یابد و از این پس جملگی بیش از پیش در تلاش ارائه آثاری درخور این توقع باشند.
 
 
 


 

نوشته شده توسط ریحانه در شنبه 7 اردیبهشت1387 ساعت 7:26 موضوع | لینک ثابت


شکایت ثبت احوال شیراز به کجا کشید؟

مسئول روابط عمومی اداره کل ثبت احوال استان فارس معتقد است مرد هزار چهره اینطور القاء می کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند ثبت احوال بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.



 فولادگر با بیان اینکه در قسمت اول سریال مرد هزار چهره یک فضای نامناسبی از اداره ثبت احوال شیراز ترسیم شد گفت: این سریال جوری القا می‌کرد که شخصیت اصلی داستان که کارمند آنجا بوده، یک خلافکار حرفه‌ای است.



وی افزود: بقیه داستان هم جای نگرانی داشت؛ نشان می‌داد که ثبت احوال شیراز یک جای درهم و مضمحل و فشل است؛ در حالی که بایگانی اسناد خیلی مهم است؛ اگر یک برگ جابه‌جا شود خیلی مهم است.



وی که با نشریه همشهری جوان گفتگو می کرد ادامه داد: یادتان هست که طنز «برره» هیچ جای مشخصی نداشت. اگر اسم یک شهر واقعی را می‌گذاشتند، بلافاصله مسئولان آن شهر شاکی می‌شدند از قضیه؛ همان طور که یکی دوبار اسم فسا را آوردند و بلافاصله فرماندار فسا شکایت کرد.

«شب‌های برره» به نظرم مهم‌ترین طنز تاریخ تلویزیون بود. در یک قسمتی به بهترین شکل به قضیه بودجه پرداختند ولی نه اسم سازمان (سابق) مدیریت را آوردند نه مجلس را و دیدید هیچ کس هم ناراحت نشد. به هر حال اگر می‌خواهند انتقاد کنند، زبان انتقاد باید یک زبان نرم باشد. ما هم حق داریم که در مقابل انتقاد از خودمان دفاع کنیم. ما مدعی هستیم که ضعیف و ناکارآمد نیستیم. الان در زمینه دولت الکترونیک پیشرو هستیم. سازمان ثبت احوال فارس در طرح تکریم ارباب رجوع مقام برتر استان را داشت.



فولادگر تاکید کرد: من نمی‌دانم نیتشان چه بوده، شاید هم نیت خیر داشته‌اند. ولی اگر شما می‌خواهید دوستان‌تان را بخندانید، چرا مرا ریشخند می‌کنید؟ اگر انتقاد نبوده چرا اسم اداره ما را آورده‌اند؟



این مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز ادامه داد: یادم هست در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، مهران مدیری در یکی از برنامه‌هایش یک طنزی داشت در مورد گران شدن بنزین و تورمی که به وجود می‌آید. خود آقای خاتمی از جلسه هیات دولت که بیرون آمد، شخصاً از برنامه انتقاد کرد. یا مثلاً سر فیلم «شوکران» پرستاران شکایت کردند.



وی افزود: ما فعلاً در حال تمرین دموکراسی هستیم و باید به انتقاد بیشتر عادل کنیم. ما خودمان با انتقاد رابطه خوبی داریم.



فولادگر درباره واکنش‌ همکاران‌ نسبت به این سریال گفت: اتفاقاً ما خودمان هم خیلی خندیدیم. همکارها به هم زنگ می‌زدند و این به آن می‌گفت آقای شصت‌چی، آن یکی به یکی دیگر. آقای مدیری طنزپرداز خوبی است ولی این کارشان درست نبود.



به گزارش فردا وی درباره نحوه محاسبه عدد 2 میلیارد تومان غرامت‌ گفت: ما با مشاور حقوقی‌مان تماس گرفتیم، ایشان هم محاسبه کرد و به ما این رقم را اعلام کرد و تاکید هم کرد که قابل پیگیری است.



فولادگر ادامه داد: شما ببینید مثلاً 5 سال وقت لازم دارید تا سازمان‌تان در ذهن مردم به عنوان یک نام مورد اطمینان جای بگیرد. به هر حال، کلی وقت و سرمایه لازم است. عدد 2 میلیارد تومان را هم مشاور حقوقی‌مان تعیین کرده و من خیلی از جزئیات کارش اطلاعی ندارم.



وی در خصوص عجله ثبت احوال در طرح شکایت از این سریال گفت:به هر حال قسمت اول یک طور نگران کننده‌ای بود، ما هم سریع واکنش‌ نشان دادیم؛ چون اگر اعتراض نکنیم، به این معنی است که ما هم آن مسائلی را که نشان دادند، تایید کرده‌ایم.



مسئول روابط عمومی ثبت احوال شیراز درباره پیگیری شکایت گفت: بعد از اینکه بحث شکایت مطرح شد، معاون صدا و سیما با مدیر ما تماس گرفتند و گفتند دیگر سریال به آن مقطع برنمی‌گردد که همین طور هم بود. گویا یکی از دستیاران تهیه کننده هم تماس گرفته بودند. از سازمان ثبت احوال کشور از تهران هم گفتند که فعلاً شکایت را پیگیری نکنیم. به خاطر همین فعلاً موضوع شکایت را به حالت تعلیق درآورده‌ایم.


 

نوشته شده توسط ریحانه در جمعه 6 اردیبهشت1387 ساعت 8:54 موضوع | لینک ثابت


"دايره زنگي" صدرنشين جدول فروش + اکران دوم بهار

"فارابي" اعلام كرد
"دايره زنگي" همچنان صدرنشين جدول فروش

 

 فارس ـ براساس اعلام بنياد سينمايي فارابي، فروش فيلم «به‌همين سادگي» (رضا ميركريمي) در هفته پنجم نمايش از مرز 100 ميليون تومان گذشت.


بر اساس آخرين آمار منتشره از فروش فيلم‌هاي روي پرده اكران نوروز 87، فيلم سينمايي «دايره زنگي»(پريسا بخت‌آور) با فروشي معادل 6,653,310,000 ريال پس از 33 روز در 25 سينما، در صدر جدول فروش اكران قرار دارد.


بنا بر اين گزارش، پس از اين فيلم، فيلم «مجنون ليلي» (قاسم جعفري) مخاطبان بيشتري را به خود جذب كرده و پس از 33 روز در 24سينما، مبلغ 5,006,005,000 ريال فروش داشته است.


همچنين فيلم «زن دوم» (سيروس الوند) با فروشي معادل 2,398,168,000 ريال طي 33 روز در 17 سينما روبه‌رو شده است و «به‌همين سادگي» (سيدرضا ميركريمي) در همين مدت و در 9 سينما،1,051,240,000 ريال فروخته است.


فيلم سينمايي «پابرهنه در بهشت» (بهرام توكلي) در اكران محدود گروه عصرجديد، در 5 روز نخست اكران در 5 سينما 36,730,000 ريال فروخته است.


همچنين فروش فيلم‌هاي‌ خارجي 1408، 155ميليون ريال اعلام شده است.

 

 

پنج فیلم احتمالی اکران دوم بهار 87


گمانه‌زنی‌ها برای مشخص شدن فیلم‌های دوم اکران بهار که قرار است جایگزین فیلم‌های نوروزی شوند، همچنان ادامه دارد. هر چند فیلم‌های چهار گروه سینمایی در نخستین جلسه شورای صنفی نمایش در سال 87 مشخص شده‌ اما خالی ماندن پنجمین گزینه این فهرست، اکران دوم بهار را در ابهام قرار داده است.

 

به گزارش مهر، با توجه به اینکه شورای صنفی نمایش مقرر کرده فیلم‌های "تیغ زن" علیرضا داوودنژاد در گروه سینمایی قدس، "زن‌ها فرشته‌اند" شهرام شاه‌حسینی در گروه سینمایی آفریقا، "تلافی" سعید اسدی در گروه سینمایی استقلال و "ایستگاه بهشت" نادر مقدس در گروه سینمایی عصر جدید به عنوان اکران دوم فصل بهار به نمایش درآیند، اما هنوز به ابهام این اکران با نامشخص ماندن فیلم دوم گروه سینمایی آزادی دامن زده می‌شود.

 

البته در این میان یکی از گزینه‌های احتمالی اکران دوم گروه سینمایی آزادی فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" کمال تبریزی است. مروری کوتاه بر اکران دوم بهار 87 می‌تواند بار عمومی فیلم‌های به نمایش درآمده را مشخص کند و به نوعی ادامه‌ای باشد بر تحلیل‌های صورت گرفته درباره مضامین و رویکردهای خاص که در اکران نوروزی به سمت و سوی رشد کمی و کیفی حضور زن در این آثار این دوره سینمای ایران حرکت کرد.

 

"تیغ زن" با نام قبلی "خروس جنگی" ساخته علیرضا داوودنژاد است.

 فیلم درباره دختر و پسری است که به هم علاقه داشته‌اند و پس از 20 سال همدیگر را می‌بینند در حالی که دلبستگی‌های آنها نسبت به گذشته تفاوت کرده است.

 رضا عطاران، لادن مستوفی، رضا داوودنژاد، علی صادقی، مهرداد نوذری و فرزانه ارسطو بازیگران فیلم هستند.

 

 

"زن‌ها فرشته‌اند" دومین فیلم سینمایی شهرام شاه‌حسینی پس از "کلاغ‌‌پر" است.

در خلاصه داستان فیلم آمده: اگر سفرتون به هر دلیل لغو شد و بیش از حد دلتنگ همسرتون شدید خیلی خوشحال نشین، چون دیوار موش داره!

 مهتاب کرامتی، نیکی کریمی، امین حیایی، لیلا اوتادی، لادن طباطبایی، مریم سلطانی، محمدرضا شریفی‌نیا، احمد پورمخبر، فرامرز روشنایی و مرتضی کاظمی بازیگران این فیلم هستند. فیلم با وجود آماده بودن در جشنواره بیست و ششم فجر به نمایش درنیامد.

 

 

"تلافی" ششمین فیلم سعید اسدی است.

این فیلم روایتگر داستان زوجی جوان است که به اسراری جدید درباره یکدیگر پی می‌برند و در پی تلافی برمی‌آیند.

در فیلم "تلافی" که بر اساس فیلمنامه عباس شیرمحمدی ساخته شده بازیگرانی چون حمید گودرزی، نیوشا ضیغمی، سیروس گرجستانی، مهدی امینی‌خواه، کیانوش گرامی، محمد شیری، احمد پورمخبر و .. به ایفای نقش پرداخته‌اند.

 

 

"ایستگاه بهشت" ساخته نادر مقدس است. این فیلم بر اساس متن مشترک مقدس و افسانه منادی (همسرش) ساخته شده است.

"ایستگاه بهشت"‌ داستان زندگی پسر جوانی نابینا به نام سروش را روایت می‌کند که در نواختن ساز مهارت دارد. او به خاطر مهربانی‌های پرستارش پس از مدتی دلباخته وی می‌شود و انگیزه‌ای قوی در او برای به دست آوردن بینایی‌اش به وجود می‌آید.

 شهاب حسینی، فرهاد اصلانی، سپیده خداوردی، مهدی میامی و پورانداخت مهیمن بازیگران این فیلم هستند.

 

"همیشه پای یک زن در میان است" یازدهمین فیلم کمال تبریزی است. فیلمنامه آن بر اساس داستان‌های کوتاه کتابی به همین نام از سیدمهدی شجاعی توسط رضا مقصودی و نغمه ثمینی نوشته شده است.

مهران مدیری، رضا کیانیان، گلشیفته فراهانی، حبیب رضایی، آهو خردمند، شبنم مقدمی، صبا کمالی، سیاوش چراغی پور و ... بازیگران اصلی این فیلم هستند که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به عنوان فیلم برگزیده تماشاگران انتخاب شد. گلشیفته فراهانی برای بهترین بازیگر نقش اول زن و مهران مدیری و سیاوس چراغی پور برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد نامزد بودند که هر سه ناکام ماندند.

این فیلم با دریافت پروانه نمایش عمومی از بخت‌های احتمالی اکران دوم گروه سینمایی آزادی است.

به این ترتیب پس از پایان اکران فیلم "زن دوم" سیروس الوند، شانس کمدی جدید و خاص تبریزی برای اکران در بهترین گروه سینمایی بالاست.



 

نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387 ساعت 7:14 موضوع | لینک ثابت


ادب از که آموختی؟!

 زهرا فدايي ـ مي گويند رسانه هاي جمعي 5 کارکرد اصلي دارند، که عبارتند از:


- اطلا ع رساني


- آموزش


-همگون سازي


- توسعه مشارکت


- سرگرمي و تفريح


و يکي از روش هاي موثر آموزش همان جمله معروف لقمان است: که از فرزندش مي پرسد: ادب از که آموختي ؟ گفت از بي ادبان. بي ادبان کارهايي مي کردند که مورد سرزنش ديگران واقع مي شدند و من مي فهميدم آن کار بداست و انجام نمي دادم.


سريال هاي طنز و نقد به همين دليل هم جنبه آموزشي دارند و هم جنبه سرگرمي و تفريحي.


گروه مهران مديري در چند سريال با زبان طنز به آزار دهنده ترين بي ادبي هاي اجتماعي به نحوي تاثيرگذار مي پردازد، اما حيف که اين مفاهيم در ميزگردهاي تخصصي نقد نمي شوند تا پيام هاي سريال منتقل شود و اثر کارکرد واقعي خود را بر جاي بگذارد.


به ويژه سه سريال: پاورچين، شب هاي برره و مرد هزار چهره پيام هاي اجتماعي مهمي را با خود حمل مي کنند که لا زم است بازخواني شوند.


در سريال پاورچين، نقد مديريت رويداد محور و بي توجهي مديربه فرآيند محوري درسازمان است.
کارمندان به دو گروه تقسيم مي شوند، گروه فرايند محور و گروه رويداد محور-


گروه فرايند محور برنامه دارد و هر روز طبق برنامه کارها را دنبال مي کند، اما گروه رويداد محور تن به هيچ برنامه اي نمي دهد و منتظر است مدير وارد شود و متناسب با اوضاع و احوال او به اصطلا ح رويداد روز فعاليت خود را آغاز کند، تفاوتي هم ندارد که اين رويداد، کت و شلوار جديد مدير باشد يا جوکي که مدير مي گويد يا فوت عمه مدير و ...، با محور قراردادن رويداد روز را به شب مي رساند و مدير رويداد محور هم به اين کارمند پاداش مي دهد، او را ارتقا مي دهد، اما به کارمند فرايند محور بي توجه است و انگيزه را در او مي کشد و ... .


اين سريال در شرايطي توليد و پخش مي شود که جامعه به شدت از مديران رويداد محور رنج مي برد، مديراني که آسفالت خيابان ها و آماده کردن پروژه ها و مشابه آن را فقط براي سفر مدير ما فوق يا يک مقام بالا تر وظيفه مي داند و بس.

 در سريال شب هاي برره همين نگاه به جامعه رويداد محور است، جامعه اي که برنامه ندارد آرمان ندارد، فرايندي براي رسيدن به فردا برايش متصور نيست، مردم اين جامعه هر روز منتظر رويدادي هستند تا با
گردآمدن حول آن رويداد روز را به شب و شب را به روز برسانند، يک روز ورود يک تازه وارد به روستا و مار زدگي او موضوع جامعه مي شود، يک روز آمدن غول به روستا و تازه وارد که خود از طبقه روزنامه نگاران است و آفات رويداد محوري را مي شناسد، تلا ش مي کند به جامعه آموزش دهد آنها را فرايندي کند، اما نه تنها نتيجه نمي گيرد که به علت مشکلا ت فراروي خود، ناگزير رويداد محور مي شود و همسو همراه با ديگران.

 

با تماشاي سريال «مرد هزار چهره» خلا  ضوابط در روابط اجتماعي را نشانه مي گيرد، خلا ئي که در سال هاي اخير پديده هايي در زمينه هاي مختلف فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و حتي عقيدتي و ... به مردم تحميل کردند، پديده هائي چون شهرام جزايري، کاظميني بروجردي و ... .


گرچه اين سريال هم مانند سريال هاي قبلي در ميزگردهاي تخصصي بررسي نشد و مورد کنکاش و موشکافي قرار نگرفت، اما بعضي از تحليل گران هنري، فرهنگي و اجتماعي و برخي افراد عادي نگاه هاي تيز بين خود را دريغ نداشتند.


 

نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 ساعت 7:31 موضوع | لینک ثابت


درباره دايره‌زنگي، ‌فيلمي چند وجهي‌

امان جليليان‌ ـ به‌عنوان اولين فيلم: «دايره‌زنگي» همين جوري فيلم خوب و قابل دفاعي است، چه رسد به اين كه بخواهيم آن را اولين تجربه جدي كارگردانش در سينما نيز بدانيم. درست است كه پريسا بخت‌آور در نخستين گام حرفه‌اي‌اش از فيلم‌نامه قرص و محكم همسرش بهره برده، اما نبايد فراموش كنيم كه اجراي اين فيلم نيز در برخي سكانس‌ها، خبر از ظهور كارگرداني مطرح و مسلط در سينما مي‌دهد.
 

بخت‌آور در درجه اول توانسته فيلمي سرگرم‌كننده براي مخاطب عام بسازد كه تماشاگر وقتي از سالن‌هاي نمايش اين فيلم بيرون مي‌آيد بي‌توجه به جنبه‌هاي حاشيه‌اي فيلم، از آن خوشش بيايد.



 دايره‌زنگي از آن دسته فيلم‌هايي نيست كه با به‌كارگيري چند بازيگر معروف، بخواهد تماشاگر را به سينما بكشاند و وقتي تماشاگر به اين فكر مي‌كند كه حضور اين همه بازيگر چه سودي براي فيلم داشته، به جواب درستي نرسد؛ مثلا استفاده از مهران مديري در اين فيلم خيلي فرق دارد با منطق استفاده سازندگان «كلاغ‌پر» از اكبر عبدي.



گاهي بعضي سازندگان فيلم‌هاي تجاري براي جور كردن جنس، از بازيگران دعوت به همكاري مي‌كنند، در حالي كه در فيلمي مثل دايره‌زنگي اين انتخاب‌ها درست و اصولي بوده و نشان مي‌دهد كارگردان با شناختي كه از توانايي‌هاي بازيگران داشته، آنان را در نقش‌هاي گوناگون مورد استفاده قرار داده است.



با اين حساب دايره‌زنگي را مي‌توان يكي از بهترين فيلم‌هايي دانست كه يك كارگردان تازه‌كار در نخستين تجربه حرفه‌اي خود مي‌سازد.



نقش مهم فيلمنامه: خيلي از عوامل سينما معتقدند اگر اساس فيلم كه همان فيلمنامه است، درست و دقيق باشد، عوامل ديگر از بازيگر و كارگردان و فيلمبردار گرفته تا طراح صحنه و چهره‌پرداز، مشكلي براي كار خود ندارند.


شايد به همين دليل است كه در بسياري از فيلم‌هاي مطرح سينماي جهان، جلوي نام فيلمنامه‌نويسان، نام چند نفر را مي‌بينيم كه در شكل‌گيري و تكميل متن نقش داشته‌اند. در ايران فيلمنامه را زياد جدي نمي‌گيرند و مشكل اصلي بسياري از آثار توليدي ما عدم انسجام فيلمنامه است.



اصغر فرهادي از همان زمان كه در تلويزيون سريال مي‌ساخت، نشان داد كه اهل كار كردن روي فيلمنامه‌هاي خاص است و به‌عنوان نويسنده نيز در كارهايش حرف‌هاي تازه‌اي براي گفتن دارد. كار خوب او در فيلم‌هاي اوليه‌اش بود كه ابراهيم حاتمي‌كيا را بر آن داشت تا به او سفارش نوشتن فيلمنامه «ارتفاع پست» را بدهد. فرهادي در نگارش دايره‌زنگي نگاه پخته و دقيقي به شرايط جامعه و سينماي كنوني ايران دارد.


فيلمنامه او، هم براي مخاطب انبوه سينماست و هم تماشاگران جدي سينما؛ يعني در عين داشتن مايه‌هاي سرگرم‌كننده و مفرح، داراي مفاهيم عميق و پيچيده‌اي هم است. به همين دليل است كه مي‌گوييم او شناخت دقيقي از مناسبات سينما و جامعه` كنوني ايران دارد. يكي از خصوصيات مهم فيلم‌نامه دايره‌زنگي، تعليق آن است. در كنار اين تعليق كه ذهنيت تماشاگر را در پايان فيلم به هم مي‌ريزد، شيوه بسيار خوب شخصيت‌پردازي شخصيت‌هاي متعدد فيلم جلب توجه مي‌كند و نشان مي‌دهد اگر روي نقش‌هاي كوتاه نيز كمي كار شود، آن وقت ممكن است همان نقش كوتاه در خاطره‌ها بماند.



نقش‌آفريني متفاوت بازيگران: قبول كنيم كه بخت‌آور در هدايت اين همه بازيگر، مسووليت سنگيني داشته و استقبال تماشاگران از فيلم نشان مي‌دهد كه در كل كار بازيگران موفقيت‌آميز بوده است. در اين ميان بايد به 2 بازيگر جوان فيلم يعني باران كوثري و صابر ابر تبريك گفت كه خيلي خوب توانسته‌اند در ميان تعدادي از تجربه‌هاي اين سينما گليم خود را از آب بكشند.



كوثري كه پيش از اين نقش‌هاي سنگيني در خون‌بازي و روز سوم داشت و با اين دو فيلم جايزه گرفت، حالا در دايره‌زنگي نقش يك دختر به ظاهر عادي با گريم و لباسي ساده را بخوبي ايفا كرده و بايد گفت كه ايفاي اين جور نقش‌ها گاهي به ‌مراتب دشوارتر از نقش‌هاي سنگين است. صابر ابر هم كه به‌خاطر «ميناي شهر خاموش» در جشن خانه‌سينما جايزه گرفته بود، اينجا خيلي خوب ظاهر شده است.



در كنار اينها بايد از مهران مديري ياد كرد كه با رعايت فاصله‌اي دقيق ميان لحن كمدي و جدي بازيش، يكي از بهترين نقش‌آفريني‌ها را ارائه مي‌كند.

 شايد اگر مديري مثل «هميشه پاي يك زن در ميان است»، كمي خودش را در ايفاي نقشي مثلا بامزه رها مي‌كرد، آن وقت نمي‌شد هيچ تفاوتي ميان نقش‌هاي سينمايي و تلويزيوني‌اش متصور شد. امين حيايي را هم پس از مدت‌ها در قالبي ديگر ديديم.



بازيگري كه با فيلم‌هايي مثل «مهمان مامان» نشان داد كه توانايي‌اش بسيار بيشتر از نقش‌هاي ساده‌اي است كه در فيلم‌هاي تجاري بازي مي‌كند. در كنار اينها البته بازيگراني هم هستند كه همان تيپ‌هاي معروف سابق‌شان را تكرار كرده‌اند. مثلا نقش محمدرضا شريفي‌نيا كاملا يادآور نقش‌هايي است كه قبلا بازي كرده بود و گوهر خيرانديش و بهاره رهنما هم بازي عادي‌اي دارند.



فرق كمدي با كمدي: به بهانه دايره‌زنگي مي‌توان به اين بحث پرداخت فيلم‌هايي كه به اسم كمدي در سينماي تجاري ايران ساخته مي‌شوند، چقدر منطبق‌اند با تعريف سينماي كمدي. دايره‌زنگي حداقل اين حسن را دارد كه نوع تازه‌اي از سينماي كمدي را ارائه مي‌كند. اين نوع كمدي اجتماعي كاملا متاثر از سينماي ايتالياي دهه 60 و 70 است و ادامه‌اي بر سينماي نئورئاليستي اين كشور.



مثلا فيلم‌هاي اتوره اسكولا و پيترو جرمي الگوهاي اصلي اين سينما هستند. در دايره‌زنگي كه فيلمنامه، كارگرداني و بازيگران طبق روش سينماي اجتماعي كار كرده‌اند، درام بر اساس وقايع اجتماعي كنوني ايران شكل گرفته است، يعني تك‌تك شخصيت‌ها نمايندگاني از تيپ‌ها و قشرهايي هستند كه در جامعه به‌وفور ديده مي‌شوند. رعايت جزييات رفتاري اين شخصيت‌ها در شوخي‌ها و... نشانگر گرايش اصغر فرهادي به سينماي اجتماعي است. در اين سينما فقط خنداندن تماشاگر به هر شكل ممكن هدف نيست، بلكه هدف فيلم در همراه كردن تماشاگر با مضمون كلي‌اي است كه از مجموعه جنبه‌هاي فيلم به دست مي‌آيد.

 

 


 

نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه 3 اردیبهشت1387 ساعت 7:47 موضوع | لینک ثابت


گالری عکس دایره زنگی: ***, عکس های دو و تک نفره (10 عکس جدید)

 

 

 


 

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه 2 اردیبهشت1387 ساعت 7:41 موضوع | لینک ثابت


مصاحبه ی مدیری در چشم انداز-قسمت سوم (پایانی)

سلام

اینم قسمت سوم چشم انداز

ببخشید دیر شد.

 

امیراحمدی: آقای مدیری شما یه محبتی کردین تو این سریال، عرض کنم خدمتتون که خیلی از دوستان بازیگر که حتی تو کارای گذشته با شما کار کرده بودن بعد فراموش شده بودن تو این سریال بودن, علاوه بر اون دوستان آقایون پرویز فلاحی، سرکار خانوم پرستو گلستانی، آقای پژمان بازغی یا آقای رسول نجفیان یا حتی سروش صحت، سرکار خانوم عجمیان دوباره به جمع شما پیوستن. چه تآکید و اصراری بود از این دوستان دوباره استفاده بشه؟ یعنی فکر میکنم که غیر از استاد علی نصیریان و جمشید مشایخی و پرویز پرستویی و عرض کنم خدمت شما خسرو شکیبایی، اکثر دوستان بودن در این سریال!

 

مدیری: البته این محبت من نبوده، این محبت این دوستان بود که لطف کردن و در این کار بازی کردن و خب ما فکر کردیم که یه کمی گروه بازیگرامون رو متفاوت تر و قوی تر عرضه بکنیم و خب به نظرم خیلی فیلم خوبی شد و هرکسی فکر میکنم به درستی در جای خودش قرار گرفت و خیلی خیلی، تقریبآ میتونم بگم 99 درصد بازی خوبی ارائه دادن.

 

امیراحمدی: خب خیلی...چه اتفاقی افتاد؟ حالا ما با همه ی دوستان که اینجا صحبت میکنیم میگن آقای مدیری محبت کردن، از ما این جوری بازی گرفتن، از شما که میپرسیم میگین نه، من کاری به کارشون نداشتم، خودشون زحمت کشیدن! حالا واقعآ این مسئله چه جوری بود؟

 

مدیری: نه ببینید، به هر حال...

 

امیر احمدی: آخه من میدونم به هر حال خیلی سخته حواستون به همه چی باشه، به کار باشه، به دوربین باشه، به بازیتون باشه، به حستون باشه، به دیالوگ باشه، به بوم باشه، به نور باشه، سایه نیفته، همه ی اینا، واقعآ چه اتفاقی میفته؟ چه جوری این تعامل و این وحدت رویه ...؟

 

مدیری: ببینید، به هر حال عرض کنم که هر بازیگری با خودش استعدادها و تجربیات و قدرت بازی خودش رو میاره، کاری که من میکنم فقط جنس بازیش رو به بازی کمدی و کار نزدیک میکنم و اینم شاید با 4 تاجمله صورت بگیره. چون به هر حال بازیگرانی که تو این کارن تجربه دارن و کار رو بلدن و مسلط بودن و من فقط در حد رد و بدل کردن چند جمله، که دوستان خودشون میدونن باید چی کار کنن. من هماهنگ کنندم بیشتر، هماهنگ کننده ی بازیگر و مجموعه، هماهنگ کننده ی جنس بازی و... ولی آن چیزی که میبینید به هر حال تجارب و یه سری قدرت های بازیگریه هر بازیگریه.

 

امیر احمدی: بله، خیلی ممنون.

 

محمد از انگلستان: ....

من از بچگی آرزو داشتم با آقای پرستویی، یکی با آقای مدیری، یکی هم با زیدان صحبت کنم. بعد یه سوال یه جورایی خصوصی میتونم از آقای مدیری بپرسم؟

 

امیراحمدی: اونو باید از خودشون بپرسید ولی قبلش محمد جان بگید سن بچگی یعنی دقیقآ از چه سنی؟ 20 سالگی؟ 25 سالگی؟

 

محمد: اونجوری که من هنوز زیر سن بچگیم. من 18 سالمه.

 

امیراحمدی: همسن پسر آقای مدیری.

 

محمد: بله. میتونم بپرسم؟

 

مدیری: چقدر خصوصی؟!

 

محمد: در رابطه با محیط کارتونه در واقع.

 

مدیری: بفرمایید.

 

محمد: میخواستم ببینم رابطه ی شما با آقای رضویان برقرار هست یا مشکل پیش اومده؟

 

امیراحمدی:... یا بینتون شکرآبه؟

 

مدیری: نه ، نه، مشکلی هیچ وقت پیش نیومده واقعآ، هیچوقت. اونایی که با هم کار میکنن بعد با هم کار نمیکنن اینجوری تفسیر میشه که حتمآ مشکلی پیش اومده ولی نه این کار...، یه زمانی دو تا آدم با هم کار میکنن...

 

محمد: یعنی ممکنه باهم کار کنید، امکانش هست؟

 

مدیری: بله، ممکنه. یه زمانی اون آدم میره سر یه کار دیگه، این یکی سر یه کار دیگه، الزامآ آدمایی که کار میکنن تو یه کار قرار نیست با هم کار کنن همیشه. به هر حال هر کسی شکل و روند و برنامه ریزی خودشو داره. نه واقعآ مشکلی نبوده.

 

محمد: خدا رو شکر. خیلی ممنون آقای مدیری.

 

مدیری: خواهش میکنم. مچکرم.

 

...

 

رامینا: سلام آقای مدیری، رامینا هستم.

 

مدیری: سلام. حالتون چطوره؟

 

رامینا: خسته نباشید، سال نوتون مبارک.

 

مدیری: خواهش میکنم. مرسی. بفرمایید؟

 

رامینا: واقعآ جای تشکر داره برای اینکه میتونیم بگیم شما رو واقعآ همه تیپ آدم دوست دارن، بلاخره هنرمندین همرو میخندونین. امیدوارم اونچیزی که خودتون میخواید خدا بهتون بده.

 

مدیری: مچکرم.

 

رامینا: واقعآ هنرمندیه که آدم بتونه همه تیپ آدمو خوشحال نگه داره. مزاحمتون نمیشم.

 

مدیری: خواهش میکنم. خیلی لطف کردین.

 

امیراحمدی: حالا من فکر میکنم 90 درصد یا حالا بیشتر اون چیزایی که میخواستن خدا بهشون داده. مورد احترامن, ...، هنرمند هستن و خیلی چیزای دیگه، هر آنچه از خداون میخوان خدا بهشون داده انشا الله.

... بریم سراغ سرکار خانوم عجمیان.

ضمن اینکه خانوم عجمیان باید به این سوال پاسخ بدن که طبق صحبت هایی که آقای مدیری داشتن، این هماهنگی بین بازیگرا و کارگردانی و... بوده؟ شما نظرتون رو بفرمایید.

 

عجمیان: خواهش میکنم وخیلی ممنون از این فرصتی که بهم دادید.

واقعآ همیشه بهترین بودن آقای مدیری و... ولی بله، این هماهنگیه که بود، این کارگردانی خیلی خوب ایشونم بود؛ کارگردانی که بود هیچ، مدیریت خیلی خوب و مهمتر از همه اخلاق خیلی خوب ایشون بود که واقعآ به ما روحیه میداد و ما واقعآ تو یه محیط بسیار خوب کار میکردیم و خوشبختانه این نظر همه ی اوناییه که با آقای مدیری کار میکنن.

این هست که انقدر محیط کارای ایشون خوبه... انقدر محیط آرامه و انقدر ایشون خودشون این آرامشو به محیط و بازیگرا و بقیه ی عوامل منتقل میکنن که آدم دلش میخواد همه ی کارا رو ول کنه و بره با ایشون کار کنه. ولی من که خیلی راضی بودم و هم ایشون رو خیلی دوست دارم و هم سبک کاریشون رو دوست دارم...

من تجربه ی دومم بود البته با ایشون بازی کردم، افتخار داشتم که دوباره کار کنم و این لطف بزرگ و...

و خوشحال هستم که ایشون وجود دارن، کار میکنن تو ایران و کارایی میسازن که شما بیننده های عزیز دوست دارین و ... میدونم براتون مهمه. ابراز شادی میکنم و خیلی هم برای من فرصت خوبی بود که در کنار ایشون کار کنم.

امیدوارم جوابتون رو داده باشم آقای امیر احمدی.

 

...

 

خانم محمدی: سلام عرض میکنم و سال نو رو به شما و آقای مدیری تبریک عرض میکنم.

میخواستم از آقای مدیری تشکر کنم به خاطر سریال قشنگشون و این که یه سوال از ایشون داشتم. میخواستم ببینم ایشون اراکی هستند یا اینکه من اشتباه کردم؟

 

مدیری: شما اراکی هستین؟

 

محمدی: بله، من اراکیم.

 

مدیری: نمیدونم چه جوری یه آدم اهل یه جایی میشه؟ یعنی خودش اونجا به دنیا اومده باشه یا نه...

 

امیر احمدی: بستگی به احتمال زیاد به خانومش داره...

 

مدیری: نه ...

 

محمدی: من اراکی هستم به همین خاطر میخواستم ببینم شما هم اراکی هستید یا نه؟

 

مدیری: بله، من پدر و مادرم...پدربزرگ و مادر بزرگم اهل اراک بودن. بله.

 

محمدی: باعث افتخاره. برای همین شنیدم اراکی ها همشون خیلی بانمکن.

 

مدیری: لطف دارین. خیلی ممنون.

 

محمدی: خیلی ممنون از سریالتون. بیشتر از این وقتتون رو نمیگیرم، میدونم خیلی ها دوست دارن با شما صحبت کنن.

 

مدیری: خیلی لطف کردین. خیلی مچکرم.

 

محمدی: قربان شما. خداحافظ.

 

مدیری: خدانگهدار

 

امیراحمدی (با تعجب): اراکی ها با نمکن؟! این اولین دفعس که میشنوم، آقای مدیری!

 

مدیری: شما کجایی هستین؟

 

امیراحمدی: من اصالتآ دامغانی هستم.

 

مدیری: دامغانی ها حسودن! ( خنده)

 

امیر احمدی قهقهه زد!

 

مدیری هم خندید و با یه حالتی مجری رو نگاه کرد که یعنی خوب شد حالا؟!

 

امیراحمدی: اصلآ حالا من یه چیزی بگم، استان مرکزی که مهد بزرگانی چون قائم مقام فراهانی و خیلی بزرگانی تو تاریخ هست...

 

مدیری: بله.

 

امیراحمدی: مال تفرش هست ولی جزو استان مرکزی و عرض کنم معاصر ها پرفسور محمود حسابی و خود شما آقای مدیری. ولی اینکه بانمک باشن اراکی ها در مجموع من...

 

مدیری: حالا به هر حال...

 

امیر احمدی: همکارایی که من دیدم در مجموع، تازه خود آقای مدیری هم حالا سوای بانمک بودنشون بعضی وقتا عبوسن ایشون. اونچیزی که جلوی دوربین میبینین با پشت دوربین خیلی فرق میکنه.

 

مدیری: تشکر.(خنده)

 

امیراحمدی: زنده باشین.(خنده)

آقای مدیری عرض کنم خدمت شما که شما میدونید که معمولآ طنزهای شما به سرعت و به فاصله ی کمی تو شبکه ی جام جم هم پخش میشه. توی جلساتی که با دوستانتون دارید آیا مسائل ایرانی های خارج از کشور، غربت، شغل، روابط خانوادگی، روابط اجتماعی، اینارم لحاظ میکنید که پرداخته بشه یا نه، صرفآ مسائلی که داخل کشور و در اطرافتون هست شما به نمایش میذارید؟

 

مدیری: عرض کنم که یه بار چند سال پیش، فکر میکنم سر کار پاورچین بود، من اومدم شبکه ی جام جم، باز این صحبت شد که ما یه سریالی بسازیم که راجع به اصلآ مسائل ایرانیان خارج از کشور. من خیلی دلم میخواست این اتفاق بیوفته ولی حالا به دلایلی نشد و خیلی دلم میخواد هنوز که یه سریال رو اصلآ با این موضوع بسازم، راجع به مسائل و معظلات ایرانی ها در خارج از ایران...و هر چیزی، حالا هم جنبه های مثبت و هم جنبه های منفی و امیدوارم که این اتفاق یه روزی بیفته، چون خیلی سوژه ی مفیدی خواهد بود به نظرم و سوژه ایست که خیلی خیلی جای کار داره.

 

امیراحمدی: عرض کنم خدمت شما که یکی از انتقادهایی که خیلی از بیننده ها دارن که سریال هایی که در جام جم پخش میشه متاسفانه، در اکثر سریال های ما آقایون 2 تا زن دارن و بعضی از خانوم ها میگفتن آیا واقعآ تو ایران اینجوریه؟ ما میگفتیم نه خانوم، حالا دستمایه ی یک سریال بوده دیگه. به هر حال چون اکثر بیننده های ما شبکه ای که بهش اعتماد دارن همین شبکه هست به هر حال هر چیزی پخش بشه یه بازتابی رو در جامعه ایجاد میکنه، میخوام به این نتیجه برسیم که شما وقتی دارید متن رو میخونید یا میخواید کارگردانی کنید یک آن به ذهنتون جرقه زده، با توجه به اینکه میاید اینجا و میبینید در واقع این استقبال رو، که ممکنه مثلآ خدایی نکرده ممکنه یه بدآموزی منفی یا یه ذهنیت منفی تو ذهن ایرانیان خارج از کشور نسبت به مسائل داخلی ایجاد بکنه؟

 

مدیری: خب به هر حال... کسایی که راجه به این موضوع میسازن، یا این موضوع در سریال هاشون مطرح میشه، نمیدونم، به خودشون مربوطه. اگر از من بپرسید من این کارو نمیکنم. یعنی من همچین موضوعی رو هیچ وقت مایه ی سریالم قرار نمیدم یا این موضوع رو در سریالم نمیگنجونم.

 

امیراحمدی: الان مشغول چه کاری هستین جناب آقای مدیری؟

 

مدیری: الان یه پیش تولید خیلی آرومی رو شروع کردیم برای ساخت یک فیلم سینمایی.

 

امیراحمدی: کارگردانش خود شما هستین؟

 

مدیری: بله.

 

امیراحمدی: نویسندش؟

 

مدیری: با پیمان قاسمخانی.

 

امیراحمدی: برای تلویزیون چی؟

 

مدیری: فعلآ خیر.

 

امیراحمدی: تجربه ثابت کرده معمولآ...

حالا بذارید اول این سوالو بکنم.

نظرتون در مورد کارهای طنز آقای محمدرضا هنرمند، مجموعه ی کاکتوسشون که پخش میشد، علل خصوص قسمت سومش چی هست؟ خیلی شبیه هست مرد هزار چهره با توجه به اون دیدگاهی که شما گفتید با کارهای آقای هنرمند. هردوشون هم طنزه، هم بلاخره یه واقعیتیو بیان میکنه که باید برای درمانش یه فکری بکنه آدم؟

 

مدیری: عرض کنم، من محمد رضا هنرمند از دوستان منه، خیلی ساله و ما فیلم دیدار رو با هم کار کردیم. نگاهش نگاه خاصیه، من خیلی دوست دارم، نگاهش هم به مسائل اجتماعی، هم به مسائل سیاسی به طنز و 2،3 مورد کار موفق هم داشت حالا در زمینه ی فیلم سینمایی و غیره و من دوست داشتم ولی به خاطر خاص بودنش... شاید... ارتباط خیلی خیلی خوبی با مخاطب عام برقرار نمیکنه، الزامآ هم نباید اینطوری باشه، هر کاری خصوصیات خودشو داره و این ضعف نیست. فقط این رو من به عنوان یه تفاوت گفتم که کاراشون خاصه و مخاطب خاص داره به نظر من.

 

امیراحمدی: و شما دوست دارید در واقع به خاطر اینکه تلویزیون فراگیرتر هست با مخاطب بیشتری...

 

مدیری: بله. این یه چیز سلیقه ایه و دلیل ضعف و قوت نیست.

 

امیراحمدی: آقای مدیری من میدونم شما تا روز 13 هم کار میکردید، عید امسالتون، در واقع یک نوع آرامش خودتون و خانوادتون فدای لذت بینندگان کردین. جای تقدیر و سپسگذاری داره.

 

مدیری: بله.

 

امیراحمدی: همه ی بینندگان ما آرزوهای خیلی قشنگ کردن براتون، حالا در رابطه با کارتون. حالا تو این 30 ثانیه شما هم هر آرزویی دوست دارید برای بیننده ها بکنید؟ دوستان خواننده و آقای عصار و اینا...

 

مدیری (با خنده): خواهش میکنم. من جمله ی همیشگیم رو میگم، همیشه وقتی این جا میشینم در آخر عرض میکنم که خیلی خیلی خوشحالم که برای ایرانیانی که دور از ما هستند با مسائل و مشکلاتی که دارن زندگی میکنن، من میتونم گوشه ای از ساعاتشون رو بسازم و خوشحالم که میتونم مفید باشم براشون. امیدوارم که همیشه سالم باشن و دوستون دارم. شب بخیر.

 

امیر احمدی: درود بر شما. شب شما بخیر و خداحافظ.

 


 

نوشته شده توسط ریحانه در یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ساعت 7:37 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting