تبليغاتX
 دوست دارم، خیلی زیاد!

دوست دارم، خیلی زیاد!

تقدیم به استاد طنز ایران، مهران مدیری و همه ی طرفدارانش

نامه تهدید آمیز یک منبع معتبر به مهران مدیری + نقدی از دایره زنگی

رویش ـ برخی از افراد حساس نسبت به آخرین ساخته مهران مدیری به نام مرد هزار چهره واکنش نشان داده و به شدت از آن انتقاد کرده اند. در همین راستا و در آخرین ساعات ارسال این شماره به چاپخانه، نامه ی یک منبع معتبر به دست مان رسید که بر اساس وظیفه ی مطبوعاتی تمام نامه را عیناً به چاپ می رسانیم.

 

حضور محترم کارگردان سریال مرد هزارچهره

 جناب آقای مهران مدیری

 با سلام و احترام

 به استخضار می رساند . با توجه به این که حضرتعالی بدون توجه به برخی از موارد قابل توجه ، اقدام به توجیه یک وجه از بسیاری از وجوه توجه بر انگیز نموده اید و از سویی دیگر بدون دقت به نکات دقیقی که هر دقیقه از شدت آن افزوده می شود ضمن مطرح کردن برخی از نکات غیر قابل طرح در طراحی بسیاری از تحلیل های مطرح این پرونده که در ادامه به آن اشاره می شود اشاره کرده اید و لذا شائبه ی وجود تئوری نقد بدون هدفگذاری درمنطق بی پرده و در امتداد آن کثرت چهره که در تکثیر بسیاری از کارشناسان متکثر به صورت برنامه ریزی شده به پایان تعلیقی در علاقه های معلق در فضای فرهنگی که به عموم جامعه تعلق دارد پرداخته اید و همچنین ضمن مغشوش جلوه دادن فضای این اداره که در نهایت به اغتشاش انجامیده و متأسفانه آن ها غش کردند . شایان ذکر است ساختار این قالب فرهنگی که در آزمون این پدیده در قسمت های مربوط به پزشکی نشان از تقلب در فرافکنی موجود به سمت مقلوب شدن ابعاد شایان شده و متأسفانه آن ها هم غش کردند . با توجه به آن چه که گفته شد لازم است در اولین دادگاه ممکن ضمن تعامل با علامت هایی که در فرآیند عمل به تعهدات معمول جریان دارد نتایج معاملات به سرعت عملی شوند تا همکارانی که غش کرده اند عملی نشوند.

 

مجله ی رویش آمادگی خود را برای چاپ پاسخ نامه های تمام منابع معتبر در شماره ی بعدی اعلام می دارد.

 

                            

 

دایره زنگی  اولین تجربه پریسا بخت‌آور در مقام کارگردان یک فیلم سینمایی یکی از بهترین فیلمهایی است که در این چند ساله اخیر در سینمای ایران تولید شده است. فیلم با اینکه تمام مشخصات سینمای عامه‌پسند را دارد اما در زیرمتن خود دارای نگرش ژرف اجتماعی و بررسی ناهنجاریها و تضاد و تقابل‌هایی‌ست به‌واقع میان سنت و دنیای مدرن و لزوم بازاندیشی و بازنگری به اینکه ما به لحاظ موقعیت تاریخی و جغرافیایی خودمان در این برهه زمانی کجای دنیا ایستاده‌ایم و راه تعامل با این روند به سرعت جلورونده دنیا چیست؟ موقعیت افراد و انسانهایی که حتی اگر نخواهیم به صورت نمادین با آنها برخورد کنیم حداقل به‌طور اتفاقی بازگوکننده نوع زندگی، افکار، عقاید، علامت سؤالها و واکنشهای خام ماست به این روند که از بی‌پاسخ‌بودنمان در قبال مسائل مطرح‌ در نظام فعلی دنیا حکایت دارد. در این میان البته ماهواره و مسأله آپارتمان و آپارتمان‌نشینی شاید به عنوان دو مؤلفه از میان همه گزینه‌های موجود مایه ایجاد و شکل‌گیری این پارادوکس‌ها و تقابل‌هاست در جامعه ما که در کنار داستان ساده، پر کشش، پرتحرک و جذاب فیلم بستری مناسب یافته است.



نگاه ریزبینانه و عمیق اصغر فرهادی در جایگاه فیلمنامه‌نویس، داستانگویی ‌یک‌بند و بی‌وقفه با جزییات دقیق و سنجیده، ریتم بسیار تند فیلم، حضور فعال و درگیر بودن دوربین به عنوان یک شئ غایب، ساختار روایی البته خطی و رو به جلو و در عین حال پازل‌گونه، جنس تدوین مناسب، بازیهای روان و خوب و ... همگی با هم یک کل خوب را می‌سازند، یک کل قابل ستایش و به‌حق یک مجموعه را. این فیلم با توجه به شلوغ بودنش به لحاظ تعداد آدمهایی که در فیلمنامه حضور دارند و به‌تبع آن تعدد بازیگرانی که در آن به چشم می‌آیند هرگز هرز نرفته و نویسنده و کارگردان توانسته‌اند از پس آن به‌درستی برآیند، نگرانی‌ای که معمولاً در بسیاری از فیلمهای ایرانی در شرایط مشابه به این حیث وجود دارد.



این فیلم البته به‌طور ضمنی به نقد عملکرد دولت در زمینه‌هایی نیز می‌پردازد و شاید نقدی باشد به برخورد با خودش از سوی ممیزی‌چیان وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی. فیلم دایره زنگی با وجود خداحافظی زودهنگام از جشنواره و ناراحتی‌هایی از این‌دست که سازندگان آن را آزرده‌خاطر ساخت، اصلاحیه‌های فراوان اعمال‌شده بر آن و فارغ از بود و نبود پر سر و صدای هدیه تهرانی به عنوان بازیگر، فیلمی سر پاست که به‌نظرم توانایی راضی نگه داشتن طیف وسیعی از مخاطبان با سلیقه‌ها‌ و جایگاه فرهنگی متفاوت را داراست
.



دایره زنگی یاد می‌دهد که چگونه می‌شود فیلمی مفرح و سرگرم‌کننده ساخت، خوب کار کرد، مخاطب را حفظ کرد، به گیشه نظر داشت و از قضا کلی هم فروخت، در عین حال مبتذل و دم دستی هم نبود. پر از حرف بود و آینه‌ای اگر نه تمام‌نما، نیمچه‌نما، تا آن‌جایی که از یک فیلم با قد و ظرفیت و وسع خودش انتظار می‌رود. تا آن‌جایی که وظیفه فیلم و سینماست و تا آن‌جا که زور سینما به عنوان یک مدیوم می‌رسد
.



اینکه خیلی‌ها این فیلم را "اجاره‌نشین‌ها"ی دهه 1380 می‌دانند پر بی‌راه نیست. فیلمی که اگر حتی امروز دیدنش را فراموش کنیم، ماندنی است
.

 


 

نوشته شده توسط ریحانه در جمعه 13 اردیبهشت1387 ساعت 23:31 موضوع | لینک ثابت


مقایسه ی بازی مدیری در دایره زنگی و مرد هزار چهره

مقایسه بازی مهران مدیری در دایره زنگی و سریال مرد هزار چهره به کارگردانی خودش و نویسندگی قاسم خانی میتواند به نتایج قانع کننده ای درباره طنز فیلم برسد.

 

و اصلا اینکه چرا مدیری تا به حال به عنوان بازیگر در سینما موفق نبوده است.

 

او یکی از انتخاهای پرمخاطره ی بیضایی برای آخرین فیلمش بود که متاسفانه به سرانجام نرسید.

 

گاهی یک بازیگر یا کارگردان چنان در یک مدیوم تثبیت میشود که عبور در آن برایش نتیجه معکوس دارد.

 

مدیری بهترین و بیشترین بازدهی در بازی را با کارگردانی خودش بروز داده چون جزئیات توان خود و آزادی میمیک صورتش را در مواجهه با نقش میشناسد.

 

طبعا کارگردانان دیگر میکوشند این بخش بازی او را مهار کنند. اما به جایش بازی دیگری در او کشف نمیکنند.

 

اشتباه است که کسی گمان کند محبوبیت تلویزیونی مدیری باعث رونق گیشه سینما میشود.

 

خیلی ها دوست دارند او را در همان قاب کوچک خانگی تماشا کنند.

 

 

                        

 

۱- مرد هزار چهره: بهترین مدیری این سال ها و بهترین پیمان قاسم خانی. یادم نمی آید که مدیری تا این حد ماهرانه از میمیک صورت و حرکات دست هایش بهره برده باشد. شوخی های فاخر و ضرباهنگ سنجیده. تا آخر جذاب ماندن و در اوج تمام شدن. هنوز جا برای ادامه داشت و گمانم جذبه نمایشی اش هم حفظ می شد. زنده کردن دوباره خمسه. رشد بهاره رهنما در قالب های نمایشی سال های اخیر. و تلنگر جامعه شناسانه آخر: من اشتباهی هستم!

 

 

2- دایره زنگی: فیلمی که به یک بار دیدنش می ارزد. گاهی خنده دار است. اگر دو بار ببینید ممکن است نظرتان عوض شود و رضایت نسبی تان کم شود. حفظ دشوار ضرباهنگ در یک فیلمنامه شلوغ متوسط.

 

در حد جار و جنجال جشنواره و لیست پر و پیمان بازیگرهایش نیست. بهترین هایش بهاره رهنما و امید روحانی هستند. بعضی شوخی هایش پیش پا افتاده و سطحی تر از حد فعلی سینمای ایران اند. بی جهت بهترین آدم نمایشی و قابل پرداخت خود را ( شیرین/باران کوثری) در حاشیه نگاه می دارد تا غافلگیرمان کند. یک فیلم ضد زن که توسط یک زن کارگردانی شده. گاهی به شدت تلویزیونی ست.

 

ظاهرا اصلاحیه ها اثر کرده. و لو رفتن اصغر فرهادی. فیلمنامه های خوبش را خودش می سازد و بقیه را به بقیه می دهد تا بسازند. پشت کنکوری های پریسا بخت آور جذاب تر بود به گمانم.  

 


 

نوشته شده توسط ریحانه در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387 ساعت 14:29 موضوع | لینک ثابت


عوضی گرفتی آقاجان + یک سریال و جماعت با ادب و بی ادب

عوضی گرفتی آقاجان

 

سهیل سلیمانی - مرد هزار چهره بدون شک بهترین سریال نوروزی امسال بود. یک اثر خلاقانه و قابل دفاع از مهران مدیری و تیم همراهش. چیزی که احتمالآ می رود جزو آرشیو ذهنی خیلی از ما.

از همان روزهای ساخته شدن این سریال دور و برآن خبرهای زیادی بود و همه سعی داشتند هرطور شده خبری درباره اش پیدا کنند و چیزی درموردش بنویسند.

در این میان اما مهران مدیری آرام آرام کار خودش را می کرد. همه مان منتظر دیدن نتیجه نهایی این سریال پرصر و صدا بودیم و هدیه تازه مدیری و گروهش به خودمان.

 

پخش کار که شروع شد و یکی دو قسمتی از آن گذشت، تفسیرها و حرف و حدیث ها هم کم کم شروع شد و در کنار آنها حاشیه ها و خبرهای رسمی و غیر رسمی. عده ای از شکایت ثبت احوال شیراز می گفتند و درخواست دو میلیارد تومانی آنها به عنوان غرامت از تهیه کنندگان این کار. بعضی دیگر از شکایت نیروی انتظامی و جامعه پزشکی کشور می گفتند و همین طور که پیش می رفتیم، این حرف و حدیث ها هم بیشتر می شد.

کم کم بحث جرح و تعدیل های بخش ارزشیابی تلویزیون هم پیش آمد اشاره هایی به تفاوت تیزرهای اولیه و پخش شده و کار و اصل آن می شد و ...

انگار مثل خود داستان "مرد هزار چهره" همه چیز دست به دست هم داده بود تا این سریال با خیلی چیز های دیگر اشتباهی گرفته شود!

دوستی می گفت ما مردم ایران خیلی از چیزهایمان در طول تاریخ تغییر کردهو به روز شده، اما سال هاست نتوانستیم یکی از خصلت هایمان را گنار بگذاریم، قضاوت شخصی و برداشت دلخواه از هر موضوعی.

همه این سر و صداها ادامه داشت، اما هیچ موضع گیری رسمی ای از طرف هیچ کس در برابر این سریال نشد تا این که در اواخر کار خبری دل خیلی از ماها را لرزاند.

این جامعه روشنفکر و شعرا از شوخی این سریال با آن ها به صدا درآمدند و ...

اما در نهایت کاشف به عمل آمد که همه این حرف ها حرف دوستی در وب لاگ شخصی اش بود که انگار تفسیر های شخصی خودش را به کل جامعه روشنفکری تسری داده بود. در ادامه او هم دوست ناشناس دیگری در جایی چیزکی نوشت و ...

اتفاق، اتفاق عجیبی بود. شاید هیچ کدام انتظارش را نداشتیم. شاید ...

با توجه به اتفاقات اخیر خیلی از دست اند کاران سریال ترجیح دادند در موردش حرفی نزنند تا مبادا برداشت شخصی دیگری به وجود بیاید.

کاش یاد بگیریم قبل از محاکمه کردن دیگران خودمان آن ها را اشتباهی نگیریم.

 

 

گفتند بی خیال ...

بزرگمهر حسین پور - چند وقتیه که از پخش یکی از قسمت های مرد هزار چهره می گذره که البته مال چند وقت پیشه و من چون کیش بودم و تازه اومدم و تا خستگی در کنم طول کشید. اون قسمت از برنامه که ماجرا آفرید و سر و صدایی به پا کرد و بعضی از اهل و اهالی فرهنگ و هنر رو به سر و صدا واداشت و داد اعتراض و قال و چرا چون و برای چی رو از این سو و آن سو بلند کرد! موضوع قسمت منظور من رو حتمآ می دونید. اونی که دیده و می دونه ... که می دونه، اونی که ندیده و نمی دونه ... خب بره صفحه گوگل رو باز کنه و آنجلینا جولی سرچ کنه!

 

نکته:با عرض پوزش از توکای مقدس که بسیار دوستش دارم و واقعآ برایش احترام قائلم، اما باید بگویم که با قسمتی از نظرش چندان موافق نیستم. البته از اون لحاظ که نباید به این بزرگان که زخم خورده اند، بیرون رانده شده اند، به اندازه کافی جفا دیده اند و ... نباید جفایی تازه تر کرد و صد البته آن نقدهای تند از تلویزیونی که خودش اگر انتقادی از این جماعت باشد را با جان و دل پخش می کند و اگر تعریف باشد و تمجید، سانسورش می کند... موافقم، اما نکته من از لحاظ دیگری است!

 

 

1- نمی دانم اخبار چند وقت گذشته را مرور کردید یا نه، اما چند خبر را که من دیدم اینها بودند: روی جلد یک نشریه تخصصی موسیقی با تیتر بزرگ زده که جمعی از اساتید موسیقی فیلم سنتوری را اهانت به اهالی موسیقی قلمداد کرده اند ... اداره ثبت احوال شیراز از دست اندر کاران برنامه مرد هزار چهره شکایت می کنند ... جمعی از اهالی فرهنگ و ادب در وب سایت ها و وب لاگ های خود برنامه مرد هزار چهره را توهین به اهالی فرهنگ دانستند... قبل از عید مرضیه برومند تو دانشگاه سینما سخنرانی می کرد، می گفت ما تو سریال هتل اسم رمز واسه موشای ساختمون گذاشته بودیم و رمز فریبرز و یه چیز دیگه بود که الان یادم نیست. می گفت تا دو سال من داشتم فحش و لعن و نفرین و تلفن و ای میل از فریبرزهای ایران می گرفتم و می خوردم! من تو یکی از کمیک هام یه اسم گذاشته بودم به نام بتول! 50 تا بتول بهم ای میل زدن و فحش که تو می خواستی مارو مسخره کنی! من نمی فهمم که ما ایرانی ها منتظریم که بهمان بر بخورد. همه مان از اهالی ادب تا اهالی بی ادب گرفته مثل اینکه جوات هایی لب جوب می نشیینند و سینه هاشون رو کفتری می دن جلو و تو چش رهگذرا نگاه می کنن و زل می زنن و اگه تو چششون نگاهت گیر کنه گیر بهت می دن که چیه داداش امری بود ... شدیم.

منتظریم یکی تو چشممون نگاه کنه، شکمشو سفره کنیم. فیلم شوکران رو یادمون هست که جماعت پرستار گیر داده بودن به ما توهین شده ...! مگه خود ما کاریکاتوریست ها از این برخوردهای جماعات ایرانی کم لطمه خوردیم؟

من نمی دونم فرهنگ درک و فهم پذیرفتن انتقاد از طریق ادیبان و جماعت فرهنگ و روشنفکر باید به عام تزریق بشود یا از عام به این جمعیت؟ چه عیبی داره روشنفکران با سکوت و درک و درایت در مقابل انتقاد، این درس رو به دیگران بدهند که بیایید این طور باشید و این است راه نقد پذیری!؟ اگر هنرمندان و روشنفکران هم چنین ظرفیتی نداشته باشند که دیگر از فلان و بسار و غیره چه انتظاری میشه داشت؟ چه عیبی دارد که هنرمندان کفن پوش این راه بشن و بگن این گویو این میدان ... بیایید از ما انتقاد کنید؟!

 

 

2- اگه قراره عام مردم ما فرهنگ کتاب نخوانی شان و نخ علاقه شان به کتاب با تلنگری پاره بشه و با برنامه ای 45 دقیقه ای باور کنند که همه هنرمندان و نویسندگان ما دود و دمی و غیر اخلاقی و بیسوادند ... خب فکر می کنم نخه پاره بشه خیلی بهتره، چون اون نخه ظاهرآ دنبال بهانه می گرده واسه پاره شدن!

جایگاه م.آزاد و منوچهر آتشی اونقدر محکم هست که تکونی بهش وارد نشه. توی توفان همه درختایی که قوی ان سر جاشون می مونن و خار و خاشاک و بوته های کج و کوله می پرن هوا ... تو این نقدا و با این برنامه ها بهتر که جوجه ادبا و مدعیان باادبی و کافه نشینان الکی بپرن هوا.

 

 

3-

 عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو

نفی حکمت مکن از بحر دل عامی چند

 

امیر مهدی ژوله به نظر من قوی ترین و بهترین طنز پرداز نسل سوم ایرانه. اون زمانی که در چلچراغ می نوشت بسیار هوشمندانه و ظریف مسائل اون دوران رو در طنزش مطرح کرد و زمانی که در اقبال طنز سیاسی نوشت پر مخاطب ترین ستون روزنامه شد و وقتی جشنواره مطبوعات رو برد با سابقه ای چهار پنج ساله از ابتدای شروع کارش کوله ای پر افتخار برای خودش جمع کرد و حالا هم که در تلویزیون همچنان فعال و هوشمند داره به جلو می تازه و کار می کنه، بی انصافیه کارش رو ندید بگیریم و اونو به "زبل" و نه " فهیم" خلاصه کنیم.

 

 

4- بعد از ظهر دیروز پیش یکی از اساتید بسیار محترم یوگا بودم. اگر یادتون باشه بخشی از برنامه مربوط بود به یوگا و مراقبه و مانترا و از این حرف ها و انتقادی که به این گروه شد بسیار تند و تیز تر شاید مسخره کننده تر از بخش حضرات با ادب بود. به ایشان گفتم که برنامه رو دیدید؟

گفتند بله ... خیلی بامزه بود. گفتم اون قسمت که یوگا و یوگا کارها رو دست انداخته بودند رو می گما؟ گفتند آره می دونم ...

گفتم ناراحت نشدید؟ نمی خواین شکایت کنید، تو سایتتون محکومش کنید و بیانیه بدید و حقانیتتان را به اثبات برسانید؟ گفتند بی خیال ... مگه الان یوگا و تی ام و مدیتیشن و غیره ... بین مردم غیر از این شده؟ تقصیر خود این اهالیه ...

به همین سادگی!

 


 

نوشته شده توسط ریحانه در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387 ساعت 18:34 موضوع | لینک ثابت


نقد مرد هزار چهره + «دایره زنگی» در مرز 800 میلیون

درباره‌ی طنز مهران مدیری و مجموعه‌ی «مرد هزارچهره»

بی‌پروا و ساختارشکن

الهام طهماسبی - مهران مدیری که این روزها نام او بر پای هر مجموعه‌ی طنز -چه در جایگاه بازیگر و چه کارگردان- تضمین اقبال مخاطب است این بار با لوکیشن‌ها و بازیگران متعدد مجموعه‌ای ساخته مبتنی بر طنز کلامی و موقعیت که البته چندان ربطی هم به برنامه‌های طنز پلاتویی همیشگی او ندارد و در قیاس با آنها بسیار تیزبینانه، هوشمندانه و پر از نکته‌سنجی‌ست. نقش اول این مجموعه یا کاراکتر «مرد هزارچهره» را هم خود او با ظرافت و با استفاده از میمیک‌ها و حرکات و تکیه‌کلام‌های ابداعی تازه ایفا کرده؛ تکیه‌کلام‌هایی که باز هم پس از نمایش همان یکی دو قسمت اول به سرعت ورد زبان مخاطبانش شد. او در پرسوناهای مختلف این مجموعه کار سختی دارد که طبعا کارگردانی همزمان را دشوار می‌کند اما از پسش برمی‌آید. از پس نقش مردی ساده‌دل و شریف که در زیرزمین بایگانی اداره‌ای در شهرستان به کار مشغول است و با وسوسه‌ی پدرزن آینده وارد موقعیت‌هایی می‌شود که سادگی ذاتی و تناقض شخصیت‌اش با آن شرایط ماجراهایی بدیع می‌سازد و بعید نیست اگر همین‌طور به بازی ادامه دهد بتواند خودش را جورج کلونی هم قالب کند.

 

«مرد هزارچهره» در اولین قسمت‌هایش با طعن و کنایه‌های تند و تیز خطاب به جامعه‌ی پزشکان مغز و اعصاب شروع می‌شود؛ طعن و کنایه‌هایی که شاید دل عده‌ای را خنک کرد و داد پزشکان را درآورد اما تلنگری -به شیوه‌ای نقادانه و طنازانه البته- خطاب به صاحبان محترم این مشاغل است. مدیری و نویسندگانش پیش از این نیز در مجموعه‌های مختلف ثابت کرده بودند طنزشان لحن تند و تیزی دارد و در به‌تصویرکشیدن کاراکترهای مورد نظر و طعنه به آنها چندان اهل محافظه‌کاری نیستند و شاید این یکی از نقاط قوت کارهای مدیری و دلیل تمایزش با سایر طنزپردازان تلویزیونی محسوب شود؛ نقطه قوتی که اغلب جنجال‌برانگیز بوده و با اعتراض‌های زیادی نیز همراه شده است.

 

مجموعه‌های مدیری علاوه بر بی‌پروایی و ساختارشکنی مخصوص خود او، به مفهوم طنز هم نگاهی ویژه دارد و علاوه بر کارکرد خنداندن مخاطب وجه انتقادی این مقوله را نیز درنظر می‌گیرد. برای مثال در «مرد هزارچهره» انتقاد خود را نسبت به شرایط اجتماعی و بازتاب آن در مشاغل مختلف در قالبی محترمانه، اما تند و تیز مطرح می‌کند و در ورای لحظات و دیالوگ‌های خنده‌آور و کمیک، حرف‌های جدی‌اش را هم خطاب به مخاطبین ارائه می‌دهد. هر چند پیش‌بینی این‌که مثل همیشه او از موج گلایه‌ها و انتقاد ها مصون نماند آسان بود اما در مجموع کار تازه‌ی مدیری مجموعه‌ی جمع‌و‌جوری بود که به لحاظ داشتن لحظات دل‌نشین و ساختار و روایت، بهترین مجموعه‌ی تلویزیونی عیدانه‌ی 87 لقب می‌گیرد.

 

گزارش کامل اکران و فروش هفته اول اردی‌بهشت

مهر ـ رشد فروش فیلم‌های "پابرهنه در بهشت"،‌ "دایره زنگی"، "به همین سادگی" و افت فروش "مجنون لیلی" و "زن دوم" مهمترین نکات فروش فیلم‌های اکران تهران در هفته اول اردیبهشت 87 هستند.
 فیلم سینمایی "پابرهنه در بهشت" اولین ساخته بهرام توکلی داستان یک روحانی جوان است که تصمیم می‌گیرد برای مدتی زندگی در کنار بیماران مبتلا به ایدز را تجربه کند. امین تارخ، هومن سیدی، افشین هاشمی، نگار جواهریان، سیروس همتی، فهیمه راستکار،‌ اسماعیل خلج، کاوه آهنین‌جان و مرضیه وفامهر بازیگران فیلم هستند.



این فیلم موفق شد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر جایزه ویژه سال پیامبر اعظم (ص) را از بخش بین‌الملل و سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری، مرد مکمل، صدابرداری و بهترین فیلم اول را برای حمید خضوعی ابیانه، افشین هاشمی، حسن زاهدی و داریوش صادقپور به همراه آورد. "پابرهنه در بهشت" در رشته‌های کارگردانی، تدوین، طراحی صحنه و لباس و چهره‌پردازی هم نامزد بود.




این فیلم از چهارشنبه 28 فروردین در گروه سینمایی عصر جدید اکران شده و پس از یازده روز نمایش در پنج سینما 000/969/8 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه این فیلم پنجشنبه پنجم اردیبهشت 000/390/1 تومان بوده که حدود 000/500 تومان نسبت به آخر هفته گذشته رشد فروش روزانه داشته است. این رشد با توجه به تبلیغات و اطلاع رسانی ضعیف و تعداد کم سینماها اتفاقی خاص در پرونده فروش فیلم‌هاست.



فیلم سینمایی "دایره زنگی" اولین ساخته پریسا بخت‌آور، داستان دختری و پسری جوان به نام شیرین و محمد را روایت می‌کند که تنها یکروز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کرده‌اند تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانه‌ای در شمال شهر می‌شوند...



در این فیلم مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفی‌نیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوش‌خلق، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیت‌ساز به ایفای نقش می‌پردازند.



از دیگر عوامل این فیلم که محصول بشرا فیلم است می‌توان به اصغر فرهادی فیلمنامه‌نویس، بهمن اردلان صدابردار، کیوان مقدم طراح صحنه و لباس، ایمان امیدواری طراح گریم، مجتبی متولی مدیر تولید، سروناز مستوفی و عبدالله عبدی‌نسب عکاس و مریم نراقی منشی صحنه اشاره کرد. این فیلم از چهارشنبه 29 اسفند اکران شده و پس از 39 روز نمایش در 24 سینما 600/845/767 تومان فروخته است. بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه ششم اردیبهشت 400/866/30 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/730 تومان رشد فروش روزانه داشته است.



فیلم سینمایی "مجنون لیلی" پنجمین ساخته قاسم جعفری بر اساس فیلمنامه فرهاد نوری و مسعود صحت است. فیلم عاشقانه‌ای شهری است که دو شخصیت اصلی قصه آن فرهاد و پروانه به عنوان نماد عشق‌های اسطوره‌ای در مسیری پرفراز و نشیب کنار هم قرار می‌گیرند، اما روز ولنتاین حادثه‌ای آنها را از هم جدا می‌کند. تا اینکه یک هدیه مسیر زندگی دو دلداده را تغییر می‌دهد.



محمدرضا گلزار، حمید گودرزی، حامد بهداد، نیما شاهرخشاهی، السا فیروزآذر، یوسف تیموری، گلاره عباسی، احمد پورمخبر، رامین راستاد، ابوالفضل پورعرب و رضا رویگری در "مجنون لیلی" بازی می‌کنند و دیگر عوامل آن عبارتند از علیرضا زرین‌دست مدیر فیلمبرداری، یوسف صمدزاده مدیر تولید، حمید سیفی تدوینگر و حسن رحیم‌منفرد و صدیقه صحت سرمایه‌گذار.



حامد بهداد در "مجنون لیلی" با خواندن یک قطعه ترانه از فصل‌های پایانی با آهنگسازی پیام شمس خوانندگی را هم در کنار بازیگری تجربه کرده است. این فیلم از چهارشنبه 29 اسفند اکران شده و پس از 39 روز نمایش در 24 سینما 800/261/543 تومان فروخته است. بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه ششم اردیبهشت 800/166/12 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/665 تومان افت فروش روزانه داشته است.



فیلم سینمایی "زن دوم" نوزدهمین ساخته سیروس الوند بر مبنای کتابی است به همین نام به قلم فرشته طائرپور و مینو کریم‌زاده. فیلم داستان زندگی عاشقانه مهتاب و بهرام است که با رسیدن خبری به بحران کشیده می‌شود. آدم‌هایی از گذشته فراموش‌شده هر کدام پا به ماجرا می‌گذارند و تعریفی متفاوت از عشق و حق با خود می‌آورند.



محمدرضا فروتن، نیکی کریمی، آناهیتا نعمتی، امیر آقایی، سحر زکریا و مهتاج نجومی بازیگران فیلم هستند و دیگر عوامل آن عبارتند از غلامرضا آزادی مدیر فیلمبرداری، جهانگیر میرشکاری صدابردار و ژیلا مهرجویی طراح صحنه و لباس. این فیلم پس از 39 روز نمایش در 18 سینما 700/016/282 تومان فروخته است. بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه ششم اردیبهشت 300/272/11 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/176 تومان افت فروش روزانه داشته است.



فیلم سینمایی "به همین سادگی" پنجمین ساخته رضا میرکریمی بر اساس فیلمنامه شادمهر راستین و داستان یکروز معمولی از زندگی زنی خانه‌دار است که هنگامه قاضیانی، مهران کاشانی، صفا آقاجانی، نیره فراهانی، هاله هماپور، نسترن همدمعلی و ... در آن بازی کرده‌اند.



فیلمنامه فیلم در بخش مسابقه سینمای آسیا و سینمای ایران جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین را برد و جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر زن در سینمای ایران و بهترین کارگردانی سینمای آسیا را هم از آن خود کرد. "به همین سادگی" از چهارشنبه 29 اسفند اکران شده و پس از 39 روز در 10 سینما 500/887/126 تومان فروخته است.



بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه ششم اردیبهشت 300/634/5 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/431 تومان رشد فروش روزانه داشته که می‌تواند متأثر از تبلیغات تلویزیونی و دیگر شیوه‌های تبلیغی فیلم باشد.



فیلم خارجی "1408" ساخته میکائیل هافستروم است که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. فیلمنامه را مت گرینبرگ، اسکات الکساندر و لری کاراشوسکی نوشته‌اند و جان کیوساک در فیلم نقش نویسنده‌ای شکاک را دارد که درباره یکی از اتاق‌های هتلی در نیویورک که در آن چند مورد خودکشی اتفاق افتاده، تحقیق می‌کند.



تریلر ترسناک "1408" که ژوئن 2007 به نمایش درآمد با نقدهای مثبت مواجه شد و برخلاف پیش‌بینی‌ها در گیشه موفق بود. این فیلم 25 میلیون دلاری در آمریکا 72 و در سطح بین‌المللی 55 میلیون دلار فروخت. ساموئل ال. جکسن و مری مکورمک یگر بازیگران این فیلم 106 دقیقه‌ای هستند که پس از 44 روز نمایش در یک سینما 500/252/17 تومان فروخته است.



فیلم افسانه علمی "فرزندان بشر" ساخته آلفونسو کوارون مکزیکی است که سازنده فیلم‌های "انتظارات بزرگ"، "و مادر تو نیز" و "هری پاتر و زندانی آزکابان" است. فیلمنامه این فیلم محصول مشترک ژاپن، بریتانیا و آمریکا، اقتباسی آزاد از رمان پی. دی. جیمز است که سال 1992 منتشر شد و در آن کلایو اوون، جولین مور، مایکل کین و چیوتل اجیوفور بازی می‌کنند.



داستان فیلم در بریتانیا سال 2027 روی می‌دهد، زمانی که دو دهه نازایی نژاد بشری را در خطر انقراض قرار داده است. جوانترین ساکن روی زمین به تازگی در 18 سالگی درگذشته و همه امیدهای بشر نقش بر آب شده است. در میان این همه هیاهو مردی سرخورده به نام تئو فارون باید راهی برای محافظت از یک پناهنده آفریقایی پیدا کند که به شکلی ناباورانه باردار است.



"فرزندان بشر" اولین بار در شصت و سومین جشنواره ونیز به نمایش درآمد و سپتامبر 2006 در بریتانیا و دسامبر در آمریکا اکران شد. این فیلم در جوایز اسکار در سه بخش بهترین فیلمبرداری، تدوین و فیلمنامه اقتباسی نامزد بود و در جوایز بفتا برنده دو جایزه بهترین فیلمبرداری و طراحی صحنه شد. این فیلم پس از 18 روز نمایش در دو سینما 000/882/1 تومان فروخته است.



فیلم خارجی "مرد حصیری" ساخته نیل لابوت تولید مشترک سال 2006 آلمان و آمریکاست. داستان فیلم درباره کلانتری است که در مورد ناپدید شدن دختری جوان در یک جزیره کوچک تحقیق می‌کند. فیلمنامه را آنتونی شافه نوشته و پل ساروسی مدیر فیلمبرداری، جوئل پلاچ تدوینگر، آنجلو بادالامنتی آهنگساز و نیکلاس کیج، الن برستین، کیت بیهان و لیلی سوبیسکی بازیگران آن هستند.



لابوت 46 ساله دو فیلم "پرستار بتی" و "شکل چیزها" را در کارنامه دارد. فیلم "مرد حصیری" در بخش مسابقه سینمای معناگرا بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. این فیلم از یکشنبه اول اردیبهشت اکران شده و پس از شش روز نمایش در یک سینما 000/494 تومان فروش داشته است.

 


 

نوشته شده توسط ریحانه در سه شنبه 10 اردیبهشت1387 ساعت 20:20 موضوع | لینک ثابت


2 نقد درباره ی دایره زنگی + گالری دایره زنگی: ****

پارادوکس میان خانواده ها

 

آرمین حسنی راد -  “دایره زنگی” که در زمره فیلم‏های اجتماعی - طنز قرار می‏گیرد پیرامون مسائل و مشکلات چندین خانواده که در یک آپارتمان در شمال شهر زندگی می‏کنند شکل می‏گیرد. عمده این مشکلات، پیرامون برخوردهای مختلف خانواده‏های ساکن در آپارتمان بر سر وسیله‏ای سرگرم کننده یا شاید مخرب به نام « ماهواره » صورت می‏پذیرد. نام این فیلم بسیار هوشمندانه انتخاب شده و با مضمون فیلم تطابق کامل دارد و در لحظه‏ای که تماشاگر رابطه میان نام و مضمون فیلم را درک می‏کند، در همان دقایق ابتدایی فیلم اعتمادی نسبی در وی پدید می‏آورد.


از نقاط قوت این فیلم می‏توان به بهره‏گیری از بازیگران حرفه‏ای سینمای ایران از جمله باران کوثری، امین حیایی، محمدرضا شریفی‏نیا و در پایان مهران مدیری اشاره کرد که با ایفای نقش در "دایره زنگی" قدرت و استعداد ذاتی خود در بازیگری را به رخ همگان کشیدند.

سبک بازی مهران مدیری و محمدرضا شریفی‏نیا در این فیلم به عنوان دو همسایه که ارتباط خانوادگی نزدیکی با یکدیگر دارند در بخش‏های مختلف برای تماشاگر لذت بخش است که از جمله آنها می‏توان به همراهی این دو بازیگر در هنگام پخش فیلم کوتاهی که خسرو (نیما شاهرخ‏شاهی) ساخته بود اشاره کرد. اینجاست که باید به نویسنده و کارگردان این فیلم تبریک گفت که این چنین سلیقه تماشاگران خود را می‏شناسند که به خلق چنین قسمت‏هایی در این فیلم پرداخته اند.

 

"دایره زنگی" فیلمی نیست که با لودگی و با توسل به هر عاملی، زمینه خنده تماشاگر را فراهم کند. بلکه با طنزی نو که در گذشته سینمای ایران کمتر به چشم می‏خورد و با استفاده از روابط اجتماعی و گروه گرایانه افراد ساکن در یک آپارتمان به خلق صحنه‏های خنده‏داری می‏پردازد که مطابق میل تماشاگران است.

 باران کوثری (شیرین) در این فیلم باز هم نشان داد که پتانسیل تبدیل شدن به یک سوپر استار در سینمای ایران را دارد و می‏تواند به خوبی به عنوان یک بازیگر اصلی یا مکمل ایفای نقش کند. از نکته‏های تحسین برانگیز "دایره زنگی" تحلیل استفاده از ماهواره در خانواده‏های مختلف است و دلایل هر خانواده را برای پذیرش یا عدم پذیرش آن مطرح می‏کند. همین عامل است که بعد اجتماعی این فیلم سینمایی را جان می‏بخشد و تعامل میان بازیگران حول محور استفاده از ماهواره و نصب دایره زنگی (دیش) را مهیج می‏سازد.

در قسمت‏هایی از فیلم، ماهواره در خانواده مهران مدیری به عنوان یک ارزش محسوب می‏شود و عاملی است که سبب می شود پدر مهران مدیری (سرهنگ) در خانه بماند و به تماشای شبکه‏های سیاسی ماهواره بپردازد.

اما در طرفی دیگر امین حیایی و همسرش چهره‏ای منفور را از ماهواره در ذهن فرزند خود می‏پرورانند که در ادامه حول داستان‏هایی که شکل می گیرد همسر امین حیایی مجبور می شود تا یک دستگاه رسیور را برای مراسم پاتختی به عنوان کادو به عروس هدیه کند. این چنین است که در نظر فرزند خانواده یک پارادوکس شکل می‏گیرد و با بیان یکسری مسائل توسط آن دختربچه صحنه‏های طنز جذابی خلق می گردد. چنین پارادوکس‏هایی نیز در دیگر قسمت‏های فیلم از جمله نگاهی سطحی به مسئله زن‏های خراب باز هم تکرار می‏شود تا علاوه بر خنده حاصل از تناقض‏های میان تفکر کودکان و بزرگسالان، به معضل‏های اجتماعی فراوان در جامعه نیز پرداخته شود.


نقش سرهنگ نماد انسان‏هایی است که امروزه در اطراف ما زیاد به چشم می‏خورند. کسانی که برای قضاوت در رابطه با مسائل روز از تجارب و خاطرات نخ‏نمای خود کمک می‏گیرند و به هیچ وجه نمی‏خواهند شرایط حال را بپذیرند و به خود اجازه می‏دهند که مسائل سیاسی در ایران و کشورهای همسایه را بی هیچ دانشی تحلیل کنند و درصدد ایجاد جنبش‏های مخرب برآیند. (که نمونه‏هایی از آن را می‏توانیم در آن ساختمان نیمه کاره و حضور سرهنگ در میان آن افراد ببینیم که چگونه برای سیاست خط و نشان می‏کشیدند!) ترسیم چنین پدری که فرزندی همچون مهران مدیری دارد می تواند تفاوت میان نسل‏های مختلف را به خوبی نمایان کند.


در ابتدای فیلم نمایش قسمتی خاص از فیلم "پدرخوانده" در تلویزیون خانه عبدالله زاده بسیار هوشمندانه رقم خورده است. در آن صحنه از فیلم "پدرخوانده"، Sonny پسر Godfather به خانه خواهر خود می رود و هنگامی که مشاهده می کند که او از شوهر خود کتک خورده است بسیار عصبانی می شود. در پایان فیلم نیز همین خانواده عبدالله زاده است که نگران از رفتار و کنش های لیلا (ملیکا شریفی‏نیا) عکس العمل نشان می دهد و پدر خانواده برای یافتن و تنبیه دختر خود پا به محل تفریح وی (کوه) می‏گذارد. با مقایسه این دو روایت در کنار یکدیگر محوریت دختر خانواده در هر دو داستان را در می‏یابیم که بسیار نکته بیننانه در فضای فیلم گنجانده شده است.

 


سفر آنتالیا که بحث آن در طول فیلم، بوسیله مهران مدیری و محمدرضا شریفی‏نیا بارها و بارها مطرح می‏گردد یکی دیگر از مشکلات اجتماعی جامعه ما را مطرح می‏کند. خانم پریسا بخت‏آور در مقام کارگردان "دایره زنگی" این معضل را به خوبی نمایش می‏دهد و دروغ سفر آنتالیا که در ادامه تبدیل به یک سفر داخلی می‏گردد را در قالب طنزی دردآور مطرح می کند. مهران مدیری و محمدرضا شریفی‏نیا در طول فیلم به گونه ای از سفر آنتالیای خود صحبت می کنند که انگار، خودشان نیز باورشان شده است که یک سفر خارج از کشور در پیش دارند و این در حالی صورت می‏گیرد که در جامعه ما نیز چنین چیزهایی رواج پیدا کرده است. "دایره زنگی" در تمامی صحنه‏های فیلم ریتم و آهنگ طنز و زمینه اجتماعی خود را حفظ می‏کند و در هیچ مقطعی تبدیل به یک نمایش کسل کننده برای تماشاگر نمی‏شود. البته نگارنده، انکار نمی‏کند که در مقاطعی از "دایره زنگی" نقصان‏هایی نیز وجود دارد اما در یک دید کلی نسبت به این فیلم می‏توان انسجام کار نویسندگی و کارگردانی را در کنار یکدیگر دریافت.


در پایان به نظر می‏رسد که خانم پریسا بخت‏آور در اولین تجربه کارگردانی سینمایی‏اش توانسته است نظر بسیاری از تماشاگران را به کار خود جلب کند و نوید فیلم‏هایی غنی‏تر را در آینده سینمای ایران دهد.

 

 

 

لايه‌هاي پنهان زندگي

 

روزنامه ی تهران امروز(قبل از اکران دایره زنگی) -  ۱ـ «دايره زنگي» فيلمنامه خوبي دارد، به‌نظر مي‌رسد بخت‌آور با تشخيص اين امتياز، در اجرا كاملا به فيلمنامه وفادار بوده.

 

اصغر فرهادي، نويسنده فيلمنامه، طنازانه با موضوع‌هاي تلخي برخورد كرده كه همه ما آنها را تجربه كرده‌ايم. زير لايه مفرح و شاد فيلم، می‌شود انتقادهاي اجتماعي را ديد كه اتفاقا همين انتقادها هستند كه به اين كمدي سرخوشانه بعد مي‌دهند. آنچه ديدن «دايره زنگي» را به تجربه‌اي دلنشين تبديل مي‌كند، غافلگيري پايان آن است. زماني كه بيننده مي‌فهمد درست مثل اهالي آپارتمان و بقيه (راننده، پسري كه در اتوبان با شيرين آشنا مي‌شود، محمد و…) فريب ظاهر شيرين (باران كوثري) را خورده و در بازي جذابي كه اين دختر جوان ترتيب داده، سهيم شده.


واقعيت اين است كه در پايان فيلم و زماني كه شيرين با كيفي پر از پول و طلا با خيال راحت به صندلي اتوبوس لم مي‌دهد، يك جور خوشي توام با غم سراغ آدم مي‌آيد. احساس مي‌كنيم كه شايد يك روز خودمان هم فريب چنين آدم‌هايي را خورده‌ايم.


2 - در ميان تعداد زياد بازيگران «دايره زنگي» بهاره رهنما در ميان انبوه كاراكترها توانسته سهم خود را پيدا كند و تبديل شود به شخصيتي كه همراهي مخاطب را جلب مي‌كند. اگر امين حيايي، مهران مديري و نيلوفر خوش‌خلق كمتر از انتظار هستند، بازی بهاره رهنما غافلگيرمان مي‌كند. با لحني كه پيش از اين از او نديده بوديم و تصويري دوست‌داشتني از كاراكتر عجيب و غريب شهره برايمان مي‌سازد. او هم در صحنه‌هاي كميك موفق است و هم در صحنه‌هاي جدي و بازي‌اش با ديگران و بدجنسي‌هايش دوست‌داشتني از كار درآمده است. حامد بهداد هم در چند دقيقه‌ كه مقابل دوربين است مثل هميشه انرژي و گرمايي خاص به فيلم مي‌دهد و شخصيت عبوري ساده را در ذهن بيننده حك مي‌كند.


3 - «دايره زنگي» فيلم سرگرم‌كننده‌اي است. فيلمي كه با قصه‌اي جذاب و موقعيت‌هايي تازه بيننده‌اش را درگير مي‌كند. به زندگي نزديك است و پر از جزئياتي است كه فضا، مناسبات و شخصيت‌ها را قابل باور مي‌كند. مثل ديگر تجربه‌هاي اصغر فرهادي (فيلمنامه‌نويس) اين بار هم درونيات آدم‌ها و آن روي پنهانشان كه كمتر ديده مي‌شود اهميت بيشتري دارد و نويسنده سعي كرده از اين ويژگي به درستي استفاده كند.


4 ـ «دايره زنگي» شاهكار نيست اما به‌عنوان فيلم اول يك كارگردان، تجربه قابل دفاعي است. «دايره زنگي» فيلم كاملي نيست، ضعف‌هايي دارد اما اينها بهانه خوبي براي نپذيرفتن فيلم در بخش مسابقه جشنواره بيست‌وششم نبود. جشنواره‌اي كه تعداد قابل‌توجهي از فيلم‌هاي بخش مسابقه‌اش نسبت به «دايره زنگي» فيلم‌هاي ضعيف‌تري بودند.


در نگاهي منصفانه، اين فيلم مي‌توانست در بخش مسابقه شركت كند و حتي در چند شاخه مثل فيلمنامه و بازيگري نامزد دريافت سيمرغ بلورين شود. «دايره زنگي» بهترين فيلم جشنواره امسال نبود، فكر نمي‌كنم سازندگانش هم چنين ادعايي داشتند اما بايد پذيرفت كه نسبت به تعدادي از فيلم‌هايي كه در جشنواره روي پرده رفتند، يك سروگردن بالاتر است. كاش فيلم در شرايطي يكسان با ديگر فيلم‌ها اكران مي‌شد تا امتيازها و نقاط ضعفش را مخاطبان تشخيص بدهند. فيلم اگر در شرايط درستي اكران شود و مانند زمان جشنواره به مشكل برنخورد يكي از فيلم‌هاي پرفروش سال آينده خواهد بود.


 

نوشته شده توسط ریحانه در دوشنبه 9 اردیبهشت1387 ساعت 18:20 موضوع | لینک ثابت


گفتگوی تلفنی مدیری با چشم انداز

خلاصه ی گفتگوی تلفنی برنامه ی چشم انداز با استاد در تاریخ ۱۸ / ۱/ ۱۳۸۷

 

نامداری: خیلی خوشحال هستم صدای شما رو داریم میشنویم. آقای نجفیان هم خیلی به شما سلام میرسونن.

ما میتونیم بپرسیم شما چند ساله شدین، فردا یا امشب؟ یا سکرته؟!

 

مدیری: من میرم تو 22 سال.

 

نامداری: 22 سالگی! از صداتون کاملآ پیداس.

 

مدیری: من متولد 46 هستم، 40 سالم تموم میشه میرم تو 41.

 

نامداری: او! به سلامتی انشا الله.

بعد کلآ خودتون آدم بانمکی هستین؟

 

مدیری: اصلآ، آدم با نمکی نیستم.

 

نامداری: اینطوری نیستین اصلآ؟!

 

مدیری: خیر، خیر (با خنده)

 

نامداری:چرا؟!

 

مدیری: نه، این...

 

نامداری: چطوری میشه انقدر 2 تا شخصیت با هم فرق کنه؟

 

مدیری: این اتفاقات جلوی دوربین میفته به عنوان بازیگر، ربطی به زندگی شخصی نداره.

من همیشه خیلی دوست داشتم ایرانیان خارج از کشور رو و همیشه هم وقتی که دعوت شدم به برنامه های شما خیلی استقبال کردم و به زودی هم خواهم آمد دوباره و صحبتی داریم با همه ی ایرانی ها.

 

نامداری: چقدر خوب. خیلی خوشحالمون کردین.

 

مدیری: آقایی هم که من میبینم...

میخواستم بگم آقای نجفیان افتخار دادن واقعآ، در این سریال کوچکی که من ساختم ایفای نقش کردن و خیلی ازشون هم ممنونم.

 

نجفیان: منت گذاشتین.

 

مدیری: انقدر خوب و دوستداشتنی و مهربون هستند که آدم دلتنگ میشه.

 

نجفیان: خیلی مچکرم.

 

مدیری: به هر حال خیلی ممنونم به خاطر این تماس، به خاطر بازی تو سریال...

 

نجفیان: قربونت برم.

 

مدیری: امیدوارم به زودی همدیگرو ببینیم.

 

نجفیان: انشا الله که عمرهای زندگیتون پر از تلاش و پر از موفقیت باشه.

 

mymehran0001


 

نوشته شده توسط ریحانه در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 ساعت 23:56 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting