خلاصه ی گفتگوی تلفنی برنامه ی چشم انداز با استاد در تاریخ ۱۸ / ۱/ ۱۳۸۷

 

نامداری: خیلی خوشحال هستم صدای شما رو داریم میشنویم. آقای نجفیان هم خیلی به شما سلام میرسونن.

ما میتونیم بپرسیم شما چند ساله شدین، فردا یا امشب؟ یا سکرته؟!

 

مدیری: من میرم تو 22 سال.

 

نامداری: 22 سالگی! از صداتون کاملآ پیداس.

 

مدیری: من متولد 46 هستم، 40 سالم تموم میشه میرم تو 41.

 

نامداری: او! به سلامتی انشا الله.

بعد کلآ خودتون آدم بانمکی هستین؟

 

مدیری: اصلآ، آدم با نمکی نیستم.

 

نامداری: اینطوری نیستین اصلآ؟!

 

مدیری: خیر، خیر (با خنده)

 

نامداری:چرا؟!

 

مدیری: نه، این...

 

نامداری: چطوری میشه انقدر 2 تا شخصیت با هم فرق کنه؟

 

مدیری: این اتفاقات جلوی دوربین میفته به عنوان بازیگر، ربطی به زندگی شخصی نداره.

من همیشه خیلی دوست داشتم ایرانیان خارج از کشور رو و همیشه هم وقتی که دعوت شدم به برنامه های شما خیلی استقبال کردم و به زودی هم خواهم آمد دوباره و صحبتی داریم با همه ی ایرانی ها.

 

نامداری: چقدر خوب. خیلی خوشحالمون کردین.

 

مدیری: آقایی هم که من میبینم...

میخواستم بگم آقای نجفیان افتخار دادن واقعآ، در این سریال کوچکی که من ساختم ایفای نقش کردن و خیلی ازشون هم ممنونم.

 

نجفیان: منت گذاشتین.

 

مدیری: انقدر خوب و دوستداشتنی و مهربون هستند که آدم دلتنگ میشه.

 

نجفیان: خیلی مچکرم.

 

مدیری: به هر حال خیلی ممنونم به خاطر این تماس، به خاطر بازی تو سریال...

 

نجفیان: قربونت برم.

 

مدیری: امیدوارم به زودی همدیگرو ببینیم.

 

نجفیان: انشا الله که عمرهای زندگیتون پر از تلاش و پر از موفقیت باشه.

 

mymehran0001


 

نوشته شده توسط ریحانه در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 ساعت 23:56 موضوع | لینک ثابت